ديو و دلبر + قرار ملاقات - †¨¨° جيگــــــــرتو °¨¨†   کپی برداری بدون اجازه ی جیگرتو خیلی خیلی ممنوع است نقطه

 

 


۳ اردیبهشت ۱۳۸٤

ديو و دلبر + قرار ملاقات

چشم در چشم دلبرش دوخت و آرام گفت: دوستت دارم ولی , زيباي من آيا عشق ديوي را باور مي‌كني؟

با لبخند گفت: ‌عشق از ديوصورتان بعيد نيست عزيزم, از ديوسيرتان محال است.

و ديو عاشق ديگر ديو نبود .

 

بزبزقندي كه رفت دنبال غذا، شنگول و منگول بي‌توجه به حرفهاي حبه‌انگور رفتند پاي اينترنت تا با دوست جديدشون كه مي‌گفت يك بزغاله جوانه چت كنند! قبل از برگشتن مامان يك قرار ملاقات براي فردا گذشتند، صرفا براي آشنايي بيشتر!

فردا كه بزبزقندي رفت دنبال غذا آقا گرگه سر قرار منتظر بود!

 

 

پ ن : نشریه موازی

 

 

 

تو اشتباه عمرمی که دیگه تکرار نمیشه .

خودم| نظر شما () | +

 

[ MaNzEl | AsHgHaLi | PeCh pEcH ]