اسير ( شعر ) - †¨¨° جيگــــــــرتو °¨¨†   کپی برداری بدون اجازه ی جیگرتو خیلی خیلی ممنوع است نقطه

 

 


۱٦ اسفند ۱۳۸۳

اسير ( شعر )

کی دل سنگ ، سنگت ، از دل من خبر داشت ... اشکای گرم ، گرمم ، کی تو دلت اثر داشت

 

وقتی هنوز به یادت ، گریه میاد سراغم ... عشق تو هستم انگار ، پیش تو داغ داغ

 

 

قلب منی ، چه جوری یه روز ازت جدا شم ... عشق منی ، نمیشه دوست نداشته باشم

 

 

فکر میکنم تو مهربون ، هنوز دلت پیش من ... ببین یه عاشق چه جوری ، هی خودشو گول میزنه

 

فکر میکنم من بمیرم ، عمر تو هم تموم میشه .. ببین یه عاشق چه جوری ، اسیر عشق پاک میشه

 

 

قلب منی ، چه جوری یه روز ازت جدا شم ... عشق منی ، نمیشه دوست نداشته باشم

 

 

به من میگفتی که منو دوست داری ... میترسیدم من نباشم دق کنی

 

اما تو که عاشق من نبودی ...  فقط میخواستی منو عاشق کنی

 

آخ که هنوز بی تو پریشون دل ... آخ که هنوز ساده ی ، ساده هستم

 

هنوز همون اسیر بی پناهــــــی ... که زندگیشو به تو داده هستم

 

 

قلب منی ، چه جوری یه روز ازت جدا شم  .... عشق منی ، نمیشه دوست نداشته باشم

 

 

فکر میکنم تو مهربون ، هنوز دلت پیش من  ....  ببین یه عاشق چه جوری ، هی خودشو گول میزنه

 

فکر میکنم من بمیرم ، عمر تو هم تموم میشه .... ببین یه عاشق چه جوری ، اسیر عشق پاک میشه

خودم| نظر شما () | +

 

[ MaNzEl | AsHgHaLi | PeCh pEcH ]