شکست - †¨¨° جيگــــــــرتو °¨¨†   کپی برداری بدون اجازه ی جیگرتو خیلی خیلی ممنوع است نقطه

 

 


۱٦ تیر ۱۳۸۳

شکست

رفتم به دیدن او با یک عشق خدایی

با یک سبد پر از گل در عین بی ریایی

 

گویی به من می گفتن پنجره های خونه منتظرت نبوده برگرد برو دیونــــه 

برگرد برو دیونــــــــــه

 

هر چه به در کوبیدم نشنیدم جوابی ، نشنیدم صدایی

 

یکی یکی گلها رو با گریه پرپر کردم

با چشمای پر از اشک لحظه هارو سر کردم

 

در فکر پوچی عشق ، هوا کم کم تاریک شد

شب با سکوت سردش ، آروم آروم نزدیک شد

 

شمعی پشت پنجره ، با دست او روشن شد

روح سر گردون من ، مایل به ترکِ جونم شد

 

 دو تا سایه رو دیوار ، دو تا جامــــو نوشیدن

طعم هوسهاشون رو با بوسه ای چشیدن

 

یکی یکی گلها رو با گریه پرپر کردم

شعر شکست عشقو تا خونه از بهـــر کردم

 

 .........

 

نازنینم .... از زندگیم برو بیرون دیگه تحمل دیدنتو ندارم .

 

الان چند وقته که ازت هیچ خبری ندارم ، هر چی هم که برات آف میزارم جوابمو نمیدی ..... آخه  تو کجایی ؟ ... تو حتی یه سراغم از من نمیگیری . نمیدونم باید بهت بگم  خیلی بی معرفتی یا نه ؟؟؟

کاشکی فقط میتونستم جواب سوالهامو پیدا کنم .

 

می خوام همه چیزو تموم کنم مگر اینکه شانس بیاریم و همدیگه رو نبینیم .

خودم| نظر شما () | +

 

[ MaNzEl | AsHgHaLi | PeCh pEcH ]