..:: دل من ::.. - †¨¨° جيگــــــــرتو °¨¨†   کپی برداری بدون اجازه ی جیگرتو خیلی خیلی ممنوع است نقطه

 

 


٢٧ خرداد ۱۳۸۳

..:: دل من ::..

اي آرام دل بيقرارم ... در هجرانت چشم هايم باران عشق مي بارند ... مي بارند تا اين سوي ناچيز را هم كه مانده است از دست بدهند ... و در سياهي دنياي خود جز نقش روي ماه تو در عالم خيال تصور نكنند ... تو كجايي كه دور از تو .... دل شكسته ام حتي طاقت آهي را ندارد و من كه در غم عشقت مي سوزم ...  از حريم حرم پاك اين دل كه آشيانه عشق توست ... پاسداري مي كنم .... تا درآن جز انديشه عشق آتشينت هيچ جاي نگيرد ..... سينه تنگم مالامال اندوهي تلخ است ........ در ميان سينه ام ، سوزشي احساس مي كنم .... همچون ديوانه اي گم كرده راه ..... ره به دنبال درهاي عشق مي گردم .... تو ميداني اين درهاي فنا شدن كجاست؟ ..... مي خواهم فنا شوم ..... نابود شوم ..... چون من هرگز عاشقي نخواهي يافت ..... ومن كه جرمم عشق ورزيدن به توست ..... عاقبت بر فراز حلقه دار با دلي عاشق وديوانه دست و پا خواهم زد ..... وفداي دوست داشتنت خواهم شد .....  و دل مهربانت روزي برايم تنگ مي شود.... مي دانم ....

اي فرمانرواي سرزمين دل عاشقم ! تو به من بگو .....جواب دلم را چه بدهم؟  .... اگر از تو پرسيد ..... چه بگويم؟  ..... با اين دل شكسته چه كنم؟ ..... دلي كه از آتش بي تو بودن سوخت .... و اين داغ كه من بر دل ديوانه ام نهادم ... روزي جهان را مي سوزاند ... اما من تحملش كردم .... كاش مي آمدي و مي ديدي بي تو پرپر شدم ... با نگاهم به تو التماس كردم ... تا نروي ... برگردي ... و دلم را تنها و بي كس در اين تندباد تلخ بي مهري نگذاري .... اما تو رفتي! ... احساس چيزي نيست كه بتوان آن را كنترل كرد ..... احساسي كه كنترل شود ..... ديگر احساس نيست .... من كه زير شمشير غمت رقص كنان مي روم ....كاش سزاوار اين همه رنج و محنت نبودم !!!!!!!! 

 

 

دلم خیلی برات تنگ شده      

 

وبلاگ   شیدا و لوسی

خودم| نظر شما () | +

 

[ MaNzEl | AsHgHaLi | PeCh pEcH ]