:: انکار نکن :: - †¨¨° جيگــــــــرتو °¨¨†   کپی برداری بدون اجازه ی جیگرتو خیلی خیلی ممنوع است نقطه

 

 


۳ خرداد ۱۳۸۳

:: انکار نکن ::

 

انکار نکن...نگو که گريه نمی کنی ... من خودم اشکها را در آينه ی ، نگاهت ديدم و تو آنقدر غرور داشتی  که تا آتش گريه در چشمانت خموش نشد، پلک نزدی...تا مبادا من اشک هايت را ببينم...مبادا بفهمم دوستم داری...ولی من بازتاب نگاهم را تنها بر اشک های تو ديدم...من گريه ات را ديدم...

 

انکار نکن...نگو که من برايت مرده ام و تو زنده ای ...من هر شب از آسمان چشم به چشم هايت میدوزم و گوش به صدايت می سپارم ...به درددل هايت با ماه و قصه هايی از من که برای ستارگان میگويی...

 

انکار نکن...نگو که تنها نيستی...من آوايت را می شنوم وقتی از اعماق تنهايی اسمم را صدا میکنی... من هر شب گورستان تاريک را می بينم و شمع هايی که بر مزارم روشن می کنی...

 

انکار نکن...نگو که عاشق نيستی...من می دانم هنوز هم دوستم داری و هر شب برايم گريه میکنی...

 

انکار نکن...تو عاشق شده اي... 

 

 

من باید از دست تو چی کار کنم ...خودت بگو ؟؟؟  دیونـــــــــــــــــم کردی .....

همیشه از قدیم گفتن که برای یکی بمیر که حداقل اونم برای تو تب کنه ولی تو حتی یه ذره هم دلت برای من تنگ نمیشه .....

نمیدونم شاید من دارم اشتباه میکنم ..... ولی دیگه خسته شدم ، خب منم یه آدمم ... مگه من چقدر تحمل دارم .... این همه تحمل کردم .... دیگه بسه !!!!!!!!

خودت خوب میدونی که خیلی دوست داشتم و شاید هنوز هم داشته باشم ( نمیدونم ) ولی بدون تو هم میتونم زندگی کنم ......

 

 

تو نخواستی که من و تو ما باشیم

                                   سر نوشت این بود که تنها باشیم

 

 

خودم| نظر شما () | +

 

[ MaNzEl | AsHgHaLi | PeCh pEcH ]