:: ميدونم :: - †¨¨° جيگــــــــرتو °¨¨†   کپی برداری بدون اجازه ی جیگرتو خیلی خیلی ممنوع است نقطه

 

 


٦ اردیبهشت ۱۳۸۳

:: ميدونم ::

 

نازنین من ..... ميدانم ... که باز خواهی گشت ...

 

هرگز رفتن غيره منتظره ات ، را باورم نيست ...!

 

ميدانم ... ميدانم ... که باز خواهی گشت ... !

 

باز آمدنت را سروری خواهيم داشت ...! و شاد خواهيم زيست ...!

 

شايد نميدانی ...؟  که با رفتنت  ديگر هيچ ستاره ای سو سو نمی زند ... ؟

 

بی تو ديگر ستاره ها يک به يک همچون  شهابی از آسمانی فرو میافتند ...!

 

درخشش نور مهتاب بی تو ديگر چشمی را خيره نمی کند ...!

 

باز گرد ... به دورانی که ترا نياز است ...! باز گرد به دورانی که هميشه بودی ...!

 

مهربان ... صادق ... پاک ... !

 

باز گرد و ببين اين همه چشم را که تنها برای آمدنت به آسمانی بی ستاره چشم دوخته اند ...!

 

و کلماتت را جستجو ميکنند ...! که بيايی و باز برای هميشه جاودان بمانی ...! باز گرد ...

 

برايت حرفهايی تازه تر خواهم داشت ...!

 

ميدانم قلبهای شيشه ای آنقدر ظريفند که با يک تلنگر ترک بر ميدارند ... 

 

ولی تو قلبت آسمانی است ...!

 

دلت آنقدر با واژه های مهربانی آشنايند ، که شايد هرگز خود نميدانی ...!

 

چقدر محبت در دلها به جای  گذاشته ای ...؟ قلبهای آسمانی هرگز ترک بر نميدارند ...!

 

زود نمی شکنند ... خرد نميشوند ...! هميشه جاودان خواهند ماند ...!

 

برای هميشه ...!

 

 

 

 

 

اومدی و گفتی همه اون اتفاقاتی که افتاد ، همش یه سوء تفاهم بود .......

 

باشه منم قبول کردم .....(با اینکه میدونم شايد دوباره بری  ...)

 

اینم یه فرصت دیگه برای هر دوتامون ....

 

بازم یه فرصت دیگه ، خودت خوب میدونی که چرا این کارو میکنم ...

 

چون دوست دارم .....

 

بازم من و تو ، شدیم مــــــــــــــــــا

  

خودم| نظر شما () | +

 

[ MaNzEl | AsHgHaLi | PeCh pEcH ]