:: بعد ديدار تو :: - †¨¨° جيگــــــــرتو °¨¨†   کپی برداری بدون اجازه ی جیگرتو خیلی خیلی ممنوع است نقطه

 

 


۱ اردیبهشت ۱۳۸۳

:: بعد ديدار تو ::

 

تو مثل راز پاييزي  و من رنگ  زمستانم

چگونه دل اسيرت شد قسم به شب نميدانم

 

تو مثل شمعدانيها پر از رازي وزيبايي

ومن درپيش چشمان تو مشتي خاك گلدنم

 

تو دريايي تريني،آبي وآرام وبي پايان

ومن موج گرفتاري اسيردست طوفانم

 

تو مثل آسماني مهربان وآبي وشفاف

ومن درآرزوي قطره هاي پاك بارانم

 

نميدانم چه بايد كرد با اين روح آشفته

به فريادم برس اي عشق،من امشب پريشانم

 

تو دنياي مني بي انتها و ساكت وسرشار

ومن تنها در اين دنياي دور از غصه مهمانم

 

تو مثل مرز احساسي قشنگ دور و نامعلوم

ومن در حسرت ديدارچشمت رو به پايانم

 

تو مثل مرهمي بربال بي جان كبوترها

ومن مثل يك كبوتر تشنه ي موج درمانم

 

بمان امشب كنار لحظه هاي بيقرار من

ببين با تو چه رويايي ست رنگ شوق چشمانم

 

شبي يك شاخه گل نيلوفربه دست آبيت دادم

هنوز از عطر دستانت پرازشوق است دستانم

 

تو فكر خواب گلهايي كه يك شب باد ويران كرد

و من خواب ترا مي بينم  و  لبخند  پنهانم

 

تو مثل لحظه اي هستي كه باران تازه مي گيرد

ومن مرغي كه از عشقت فقط بي تاب وحيرانم

 

تو مي آيي ومن گل مي دهم در سايه ي چشمت

و بعد از تو منم با غصه هاي  قلب  سوزانم

 

تو مثل چشمه ي اشكي كه از يك ابر مي بارد

و من  تنها ترين  نيلوفر  رو   به   گلستانم

 

شبست و نغمه ي مهتاب و مرغان سفر كرده

و شايد يك مه كمرگ از شعري كه مي خوانم

 

تمام آرزوهايم زماني سبز مي گردد

كه تو يكشب بگويي، دوستم داري تو،مي دانم

 

غروب آخر شعرم پر از آرامش درياست

و من امشب قسم خوردم ترا هرگز نرنجانم

 

به جاي هرچه عاشق توي اين دنياي پر غوغاست

قدم بگذار روي كوچه هاي قلب ويرانم

 

بدون تو شبي تنها و بي فانوس خواهم مرد

دعا كن بعد ديدار تو باشد وقت

 

 

خودم| نظر شما () | +

 

[ MaNzEl | AsHgHaLi | PeCh pEcH ]