:: ديشب :: - †¨¨° جيگــــــــرتو °¨¨†   کپی برداری بدون اجازه ی جیگرتو خیلی خیلی ممنوع است نقطه

 

 


٦ اسفند ۱۳۸٢

:: ديشب ::

ديشب که تو رو نداشتم باد موهامو شونه کرد؛منم چون غصه دار بودم و از نبودن تو دلتنگ به باد اخم کردم. باد هم دلش شکست و کوله بارش رو جمع کرد و از اتاقم رفت بيرون.... ديشب که تو رو نداشتم آيينه چشامو بوسيد؛منم چون غصه دار بودم و از نبودن تو دلتنگ بهش نگا نکردم .آيينه هم ناراحت شد و پشتشو کرد به من.... ديشب که تو رو نداشتم تو اتاقم بارون باريد تا گلايی که تو به من دادی خشک نشن؛منم چون غصه دار بودم و از نبودن تو دلتنگ هم نوای بارون نشدم.بارون هم دلتنگ شد و ديگه نباريد.... ديشب که تو رو نداشتم ماه اومد کنارم ساکت نشست بدون هيچ خواسته ای؛منم چون غصه دار بودم و ا زنبودن تو دلتنگ اصلا باهاش حرف نزدم ولی ماه نرفت. اونقدر موند تا من خوابم برد و وقتی مطمئن شد تو اومدی به خوابم برگشت سر جاش رو گنبد آسمون.......

خودم| نظر شما () | +

 

[ MaNzEl | AsHgHaLi | PeCh pEcH ]