پيرمرد خوشگل - †¨¨° جيگــــــــرتو °¨¨†   کپی برداری بدون اجازه ی جیگرتو خیلی خیلی ممنوع است نقطه

 

 


٩ تیر ۱۳۸٦

پيرمرد خوشگل

سلام خوبین دوست جونام . منم خوبم . بد نیستم ...

اول میخواستم برای آپ ایندفعه یه چیز دیگه بنویسم  ولی دیدیم یه موضوع داغ هست که گفتم اول اینو بنویسم. 

 

دختر و قایق

امروز من کلاس داشتم .

زنگ زدم به آژانس  .

+ من : اشتراک فلان هستم

 لطفا یه ماشین برای

سعادت آباد میخواستم .

 

_ اون آقاهه : باشه براتون میفرستم .

 کجایی سعادت آباد ؟

 + فلان جا !!!

 _ باشه تا 5 دقیقه ی دیگه اونجاس .

 + منم تشکر کردمو گوشی و قطع کردم .

 تقریبا 5 دقیقه شد که دیدم زنگ میزنن . رفتم اف افو جواب دادم .

 _  :خانم فلانی ؟

 + : بله .

 _ : شما ماشین میخواستین ؟ آژانس هستم .

 + : بله . اومدم .

 سریع کفشمو پوشیدمو ، رفتم بیرون . .....

 واااااااای نمیدونین چی دیدم !!!! یه پیرمرد خوشتیپ و خوشگل که هرچی بگم کم گفتم . از اون آدمایی بود که آدم جذبش میشه .  اینجا بود که آدم به این حرف میرسه که میگن : مردای ایرانی مثل فرش دستباف که هرچی بیشتر پا میخورن با ارزش تر میشن ، مردای ایرونی هم هر چی پیر تر میشن ، خوشتیپ تر میشن  .

 خلاصه سلام کردمو نشستم تو ماشین .

 گفت : فلان جا میرین .

 گفتم : بله  .

 خلاصه شروع کرد به رانندگی ، بعد یهو دیدم یه خیابونو به جای اینکه مستقیم بره انداخت از کوچه پس کوچه هاش رفت !!!

 بعد یهو تو آینه منو نگاه کرد گفت ؟ الان حست چیه ؟ چه احساسی داری ؟ قلبت تالاپ و تولوپ نمیکنه ؟؟؟؟

 منم دقیقا دهنم همینجوری باز مونده بود .

 گفتم : نه !!! واسه چی ؟

 گفت : نمیترسی که یه موقع بدزدمت ؟ 

ایندفعه دیگه داشتم شاخ در میاوردم . گفتم : شما این کارو نمی کنین !! چون هم شما منو میشناسن هم من شمارو !

 گفت : مگه منو میشناسی ؟ منم الکی گفتم : آره . شما چندین بار دیگه هم اومده بودین دنبالم ( که منو ببره کلاس )

 خلاصه فکر کنم که آلزایمر داشت چیزی یادش نمی یومد .

 به هرحال خیلی طولانیش نکنم . خودشو از توی یه کوچه انداخت تو خیابونه اصلی و راهو ادامه داد و رفت . 

 با هر ترس و لرزی بود رسیدم کلاس . .... الانم کاملا سالم و سر حالم . 

 وقتی رسیدم خونه ، زنگ زدم به مدیر آژانس گفتم همچین چیزی شده . اونم لیستو نگاه کرد و گفتش آقای فلانی بوده که اومده دنبالت . بعدش گفت : باشه من ازش تعهد میگیرم و دیگه هم این آدمو برای شما نمیفرستم . 

 

 پ . ن 1 : هی من بهتون میگم یه دوست جون برام گیر بیارین که مواظبم باشه و هوامو داشته باشه  !! حالا هی شماها بگین خطرناکه حسن .  

پ . ن 2 : من دوست جون میخواااام !!

 پ . ن 3 : آخه تا کی باید قلبمو باند پیچی شده ببینم !!!

پ . ن 4 : این عکسه خوشگل شده ؟ خودم درستش  کردم !!! عکس ماشین و خودمو نداشتم مجبور شدم قایق بزارم .  

خودم| نظر شما () | +

 

[ MaNzEl | AsHgHaLi | PeCh pEcH ]