حالا من یه آرزو دارم تو سینه ، که دوباره چشم من تورو ببینه !!! - †¨¨° جيگــــــــرتو °¨¨†   کپی برداری بدون اجازه ی جیگرتو خیلی خیلی ممنوع است نقطه

 

 


٢٦ فروردین ۱۳۸٦

حالا من یه آرزو دارم تو سینه ، که دوباره چشم من تورو ببینه !!!

آرزو بازی

از طرف جیگرم ، نازنین ، به آرزو بازی دعوت شدم!

 باید ۵ تا از آرزوهام رو بنویسم و آخرش ۵ نفر رو به ادامه ی بازی (تو بلاگاشون) دعوت کنم.

آرزوها :

 ۱- سالم و سلامت بودن همه کسانی که میشناسم و دوسشون دارم ، مخصوصا خانوادم

 ۲- آرزو جدیدم

۳- آرزو  اگه کسی خواست دوباره پاتو قلبم بزاره ، میخواام دلش سیاه نباشه و باهام یکرنگ و یه رو باشه و دوست داشتنمون دوطرفه باشه

۴- آرزو همیشگی

۵- آرزو ... ( نمیگم )

 حالا من کیارو دعوت کنم ؟

خب منم از :

شکلات فندقی ، علی جون ، Oo زيگـــــــول oO ، مجتبي كاريكاتوريست ، مینو ، دریای بارانی ، توت فرنگی ، داستانهای محمدرضا

 بعضی هارو ننوشتم چون میدونستم که قبلا دعوت شدن مثل فیروزه و مژگان .

 اجباری هم در کار نیست .

  • میدونم بیشتر از ۵ تا شد! منم مثل نازنین از چراغ قرمز گذشتم ( البته با هم گذشتیم ) خب اینم یه جور از چراغ قرمز گذشتنه!

 

•° •° •° •° •° •° •° •° •° •° •° •°

 Ayne shekast

مرا که روبرویت چون آینه بودم شکستی...

حاصل هزار تکه ای نا منظم که منم....

و  تو که تا اخر عمر باید درتکه های آینه دنبال

 تکه تکه وجودت بگردی...

اما یک تکه از وجودت تا ابد پیش من خواهد بود ...

 قلبت...

 نمی دانم بدون آن چه خوهی کرد؟

 

خودم| نظر شما () | +

 

[ MaNzEl | AsHgHaLi | PeCh pEcH ]