دل + روزهای من - †¨¨° جيگــــــــرتو °¨¨†   کپی برداری بدون اجازه ی جیگرتو خیلی خیلی ممنوع است نقطه

 

 


۱٧ فروردین ۱۳۸٦

دل + روزهای من

گفتمش : دل مي‏خري ؟! 

پرسيد چند ؟!

گفتمش : دل مال تو ،  تنها بخند .

خنده کرد و دل ز دستانم ربود

تا به خود باز آمدم او رفته بود دل ز دستش روي خاک افتاده بود

جاي پايش روي دل جا مانده بود .

                                                    dele shekaste

 

 

°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•°•

روزها می گذرد ، احساس می کنم که کسی در باد فریاد می زند .

احساس می کنم که مرا از عمق جاده های مه آلود ، یک آشنای دور صدا می زند .

آهنگ آشنای صدای او ، مثل عبور نور ، مثل عبور نوروز ، مثل آمدن روز است .

روزی که این قطار قدیمی در بستر موازی تکرار لحظه ایی بی بهانه توقف کند ،

تا چشمهای خسته خواب آلود از پشت پنجره ،

تصویر ابرها را در قاب و طرح واژگونی جنگل را در آب بنگرد .

خودم| نظر شما () | +

 

[ MaNzEl | AsHgHaLi | PeCh pEcH ]