خواستگاري - †¨¨° جيگــــــــرتو °¨¨†   کپی برداری بدون اجازه ی جیگرتو خیلی خیلی ممنوع است نقطه

 

 


۱ آبان ۱۳۸٥

خواستگاري

در جلسه ي خواستگاري

خواستگاری

مادر داماد: ببخشيد كبريت داريد؟

خانواده ي عروس: كبريت براي چي؟

پسرم ميخواد سيگار بكشه

خانواده عروس پس داماد سيگاريه

مادر داماد : آخه پسرم عادت داره بعد از اينكه مشروب ميخوره سيگار ميكشه

خانواده عروس: پس داماد مشروبم ميخوره !

مادر داماد: بچه ام قمار بازي كرده و باخته واسه همين بهش مشروب داديم تا از يادش بره،

خانواده عروس: پس داماد قماربازم هست ،

مادر داماد : نه بابا اينكار رو از تو زندان ياد گرفته،

خانواده عروس: به به پس آقا داماد زندانم تشريف داشتن ،

مادر داماد : بيچاره پسرم معتاد شد و بردنش زندان ،

خانواده عروس : داماد معتادم بوده؟

مادر داماد : همش تقصير زن اولش بود كه دركش نكرد،

خانواده عروس : هان ؟ چي ؟ زن اول ؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!

 

نتيجه اخلاقي داستان:هميشه توي خواستگاري كبريت همراهتون باشه.

خودم| نظر شما () | +

 

[ MaNzEl | AsHgHaLi | PeCh pEcH ]