:: جاده :: - †¨¨° جيگــــــــرتو °¨¨†   کپی برداری بدون اجازه ی جیگرتو خیلی خیلی ممنوع است نقطه

 

 


۱٠ اردیبهشت ۱۳۸٥

:: جاده ::

يه شب سرد بود.يك شب كه پر از مه بود.تو اين شب سرد آسمون حتي با ستاره هاش هم قهر بود.آسمون بغض كرد ه بود.آسمون دلش گرفته بود.مثله دل من..مثله  دل تو...حتي اگه به آسمونم نگاه نميكردي مي فهميدي كه نفسهاشو تو خودش حبس كرده.مثله من كه تموم غصه ها و دلتنگي هامو كه شده قدره يه آسمون بغض كرد...همشو ريختم توي يه جايي بزرگتر از دريا....

يه راه بود- يه جاده بود- يه جاده ي بي انتها –مثله دوست داشتن ما......

 

........يه جاده بود  پر از تاريكي ، پر از سكوت ، پر از تلخي به اندازه همه ي تنهايي ما ...تنهايي من....تنهايي تو...

 

يه جاده كه سراب بود .وقتي بهش نگاه ميكردي انگار به آخرش رسيدي ...انگار ديگه بعد اينجا جايي نيست ..مثله غصه ها...غصه هاي من ...غصه هاي تو...جاده پر از مه بود.از بين مه هيچي ديده نميشد.مثله آينده...كه وقتي بهش نگاه ميكني هيچي نميبيني.وقتي خيلي سعي ميكني توي مه جاده رو ببيني  همش مات ديده ميشه.مثله آينده اي كه الان داري بهش نگاه ميكني.....

از جاده كه گذشتيم رسيديم به يه جا ...جايي كه تنهايي ما قدر گرما ارزش داشت. حرفامون اندازه يه جاده  بود.يه جاده كه هر چي ميرفتي حس ميكردي دلت ميخواد هيچوقت تموم نشه و هر چي ميرفتي بيشتر از راه رفتن لذت ميبردي.........

 

گرم بوديم.آرووم بوديم.يكدلي مون آسمون رو صاف كرد .چشمامون تو سياهي شب برق ميزد.قلبهامون تو سياهي مي تپيد.مهربونيمون نفسهامونو تازه كرد.بغضمون خالي شد.همه جا گرم بود.تو با دستات بخارهاي شيشه رو پاك كردي.حس ميكردم داري دلتو صاف ميكني.داري خالي ميشي.به آسمون نگاه كرديم با اينكه ماه تو آسمون نبود ولي ستاره ها برق ميزدن مثله چشماي ما.نگاه آسمون ديگه معني دلتنگي نميداد.... اونم آرووم شده بود.

 

شب دراز بود...مهتاب بود.همه جا برق ميزد....ما خوشحال بوديم.آرووم بوديم.تو خنديدي.من خنديدم.آسمون خنديد....

 

 

 

پ . ن : ......

خودم| نظر شما () | +

 

[ MaNzEl | AsHgHaLi | PeCh pEcH ]