يه درد و دل کوچولو - †¨¨° جيگــــــــرتو °¨¨†   کپی برداری بدون اجازه ی جیگرتو خیلی خیلی ممنوع است نقطه

 

 


٦ آبان ۱۳۸٤

يه درد و دل کوچولو

اولش دلم نمیخواست برگردم با اینکه همیشه عاشق وبم و قالبش بودم ولی بازم روی احساسم پا گذاشتمو اومدم  ..... از همه ی کسانی که تنهام نذاشتن ممنونم .

 

میدونی چیه دلم برای خودم نمیسوزه ، دلم برای اون دختره بیچاره میسوزه که نمیدونه تو با چه هدفی باهاش ازدواج کردی . آخه آدم چقدر میتونه بدجنس باشه . ! ؟

 

وقتی که اولش همه میگفتن که اون دختره هیچ بر و رویی نداره و تو به خاطره پول باهاش ازدواج کردی اصلا باورم نمیشد ولی وقتی خودم دیدم همه چیز و باور کردم ......

واقعا متاسفم ، اشتباه نکن برای تو نه ، برای اون دختر بیچاره .

 

پ . ن  : حالم از تو و امثال تو بهم میخوره .  اه اه اه اه اه

 

 

توی این مدت به خیلی ها سر نزدم ولی قول میدم به تک تکتون سر بزنم .  فقط یه کم بهم مهلت بدید .

 

 

 

راستی یه چیزی داشت یادم میرفت لطفا هرکی لینک داده و یا من خیلی وقته پیشش نرفتم بهم یادآوری کنه .

و یه  خواهش دیگه لطفا کامنتوتوی آخرین پست واسم بذارین ........... بازم مرسی .

 

 

 

 

 

من تو را دوست دارم

 

             تو ديگری را

 

                     و شايد ديگری مرا ...

 

 

پ . ن  :  همه چیز تموم شد برای همیشه

 

 

 

 

ميترسم! .... خيلی ميترسم!

از روزی که براش تکراری بشم! ......

 

پ . ن : همیشه از چنین روزی میترسیدم و حالا  تکراری شدم .   همیشه میگن از هرچی که بترسی سرت میاد و من ترسیدم و سرم اومد .  

 

 

 

 

خيلی سخته تو تابستون با غريبی آشنا شی

 

يا اينکه وقتی بهار شد يه جوری ازش جدا شی

 

خيلی سخته بی بهونه ميوه های کال رو چيدن

 

به خدا کم غصه ای نیست چند روزی تو رو نديدن

 

خيلی سخته اونيکه می گفت واسه ی چشات می ميره

 

بره و ديگه سراغی از تو و نگات نگيره

 

  

خودم| نظر شما () | +

 

[ MaNzEl | AsHgHaLi | PeCh pEcH ]