ندونستم . خداجون . جمعه . جک - †¨¨° جيگــــــــرتو °¨¨†   کپی برداری بدون اجازه ی جیگرتو خیلی خیلی ممنوع است نقطه

 

 


٢٧ اردیبهشت ۱۳۸٤

ندونستم . خداجون . جمعه . جک

ندونستم يه غريبه ؛ هر چی باشه يه غريبه است  ....

 

 

مستی هم درد من و ديگه دوا نمی کنه

 

.....

 

خداجون . من گفتم یه کادو خوب ..... ولی نه این دیگه . نمیگم ازش بدم میاد ولی خوشمم نمی یاد .

 

فکر کنم یه کم دچار سر در گمی شدی . ایندفه که اومدم پیشت خوب برات توضیح میکنم .

 

راستی یه سمعک خوب هم برات خریدم  . ( فکر کنم خیلی بهش نیاز داری )

 

....................

 

وقتی فکرجمعه رو میکنم که باید مثل خر سر کلاس بشینم و سرمو تکون بدم ، حرصم میگیره . احساس میکنم گوشام دراز شده . باید برم عملش کنم یه کم خوش فرم بشه .

 

این ترم بد جوری حسنی شدم .

 

 

....................

 

دوستش نداشتم چون دوستم می داشت! دوستش می داشتم اگر دوستم نداشت!!!

 

 

------------

 

جک :

 

یه روز یه میخه میره عروسی . اینقدر قر میده میشه پیچ .

 

یه روز به یه اسکلته میگن یه شعر بخون . میگه توپولویم ، توپولو

خودم| نظر شما () | +

 

[ MaNzEl | AsHgHaLi | PeCh pEcH ]