†¨¨° جيگــــــــرتو °¨¨†   کپی برداری بدون اجازه ی جیگرتو خیلی خیلی ممنوع است نقطه

 

 


۳٠ دی ۱۳۸٥

خيانت

مرد جواني براي يك ماموريت چند ماهه به يكي از كشورهاي اروپايي فرستاده ميشود و بعد از چندين ماه نامه اي به اين مضمون براي نامزدش در ايران ميفرستد:

 

                                                khianat

 

 عزيزم! متاسفم. ديگر نمي توانم به اين رابطه دور ادامه دهم و با كمال تاسف تا الان ده بار به تو خيانت كرده ام. مي‌دانم كه ديگر شايسته تو نيستم. عكسي كه به تو داده ام برايم پس بفرست!

با عشق. نامزد عزيزت.

 

دختر جوان رنجيده خاطر از رفتار مرد، از همه همكاران و دوستانش ميخواهد كه عكسي از نامزد، برادر، پسر عمو، پسر دايي ... خودشان به او قرض دهند و همه آن عكسها را كه 56 تا بودند با عكس نامزد بيوفايش در يك پاكت گذاشته و به همراه نامه اي براي او ميفرستد. مضمون نامه:

 

 عزيزم! مرا ببخش. اما من هر چه فكر كردم قيافه تو را به ياد نياوردم. لطفا عكس خودت را از عكسهاي تو پاكت جدا كن و بقيه را براي من برگردان!

 

* : پ . ن : دودل

خودم| نظر شما () | +

 

۱۳ دی ۱۳۸٥

کودکي من :.*

 koodaki

 

.: دلم صدا ميزند تو را :.

.: در کوچه باغ هاي فراموشي :.

.: دوباره گم شده اي :.

.: مثل سال هاي کودکي :.

.:از چشم به هم گذاشتن ميترسيدم:.              

.: و آن روز نوبت من بود :.

.: چشم هايم را بستم :.

.: يک.دو..سه...و باز کردم :.

.: تو گم شده بودي :.

.: و من پي تو ميدويدم :.

.: هنوز من...بي تو هستم :.

.: وقتي پيدايت کنم :.

.: ديگر چشمهايم را نخواهم بست :.

.: ديگر چشمهايم را نخواهم بست  :.

خودم| نظر شما () | +

 

[ MaNzEl | AsHgHaLi | PeCh pEcH ]