†¨¨° جيگــــــــرتو °¨¨†   کپی برداری بدون اجازه ی جیگرتو خیلی خیلی ممنوع است نقطه

 

 


۱۸ تیر ۱۳۸۳

تابستون

سلام  حالتون چطوره ؟ خوبید ؟ خوش میگذره ؟

خوب تابستون هم رسید ووو تعطیلات تابستانی .

 

فعلا یه چند وقتی میخوام برم مسافرت (تقریبا یکماه ) و یه آب و هوایی عوض کنم . فکر نمیکنم به اینترنت دسترسی داشته باشم و  به نوعی از همتون دور میمونم ولی قول میدم اوایل شایدم اواسط شهریور برگردم .

برای همتون تابستونی خوشی آرزو میکنم . امیدوارم به همتون خوش بگذره .

 

و همینطور تشکر میکنم از : ( چون حالشو ندارم لینک بدم اینجوری مینویسم . باشه ؟ )

پیشی عزیزم که خیلی دوسش دارم (عشق برای همیشه ) و حامین که تقریبا اولین نفری بود که پیش من اومد ( من یه نفر ، شما چند نفر )، بنیامین همیشه برای من کامنت های قشنگی میذاره  (عشقونه ) ، شیلا ی عزیز که خوشحالم دوباره برگشته ( فالگوش ) ، پسر جنایتکار که خیلی وقته پیش من نیومده ، پیشی ملوس که فکر کنم دوست دختراش کشتنش که پیش من دیگه نمی یاد ( خدا نکنه پیشی جون ) ، دختر دلمرده که من خیلی دوسش دارم ، کابوی که خیلی وقته پیشم نیومده ، یهدا جونم که دوباره برگشته . امیدوارم موفق باشی ، شیوا و ستاره عزیز که خیلی وقته ازشون خبری ندارم ، بچه قلدر که برای همیشه خداحافظی کرد و رفت ، بوی نرگس ، مکتب عشق ، معماي زمان ، ويترين آدم فروشي که خیلی وقته خبری ازش ندارم ، همسفر با عشق من باش ، داستانهای محمدرضا . ....... و همینطور بقیه دوستان که پیش من میاین و به من سر میزنن .... اگر اسم کسی رو نبردم( حتما فراموش کردم چون خیلی زیاد هستید)  به بزرگی خودش منو ببخشه و همینجا ازش معذرت میخوام . !!

یه تشکر مخصوص از بهترین دایی دنیا که برای همیشه از پیش ما رفت و با دنیای نت خداحافظی کرد .. امیدوارم هر جایی که هستش موفق باشه و به آرزوهاش برسه . و همینطور آقای عظیمی که واقعا مثل یک پدر دلسوز میمونه و من خیلی خیلی ازش ممنونم .

 

خیلی شدها . نه ؟ فکر نمیکردم اینقدر زیاد باشه ؟ چی کارکنم بی خوابی زده به سرم ؟

 

خوب نازینیم ، فکر کنم دیگه نوبت تو !!! برای تو هم تابستون خوبی رو آرزو میکنم .

آرزومند آرزوهایت ( .... ).

خودم| نظر شما () | +

 

۱٦ تیر ۱۳۸۳

شکست

رفتم به دیدن او با یک عشق خدایی

با یک سبد پر از گل در عین بی ریایی

 

گویی به من می گفتن پنجره های خونه منتظرت نبوده برگرد برو دیونــــه 

برگرد برو دیونــــــــــه

 

هر چه به در کوبیدم نشنیدم جوابی ، نشنیدم صدایی

 

یکی یکی گلها رو با گریه پرپر کردم

با چشمای پر از اشک لحظه هارو سر کردم

 

در فکر پوچی عشق ، هوا کم کم تاریک شد

شب با سکوت سردش ، آروم آروم نزدیک شد

 

شمعی پشت پنجره ، با دست او روشن شد

روح سر گردون من ، مایل به ترکِ جونم شد

 

 دو تا سایه رو دیوار ، دو تا جامــــو نوشیدن

طعم هوسهاشون رو با بوسه ای چشیدن

 

یکی یکی گلها رو با گریه پرپر کردم

شعر شکست عشقو تا خونه از بهـــر کردم

 

 .........

 

نازنینم .... از زندگیم برو بیرون دیگه تحمل دیدنتو ندارم .

 

الان چند وقته که ازت هیچ خبری ندارم ، هر چی هم که برات آف میزارم جوابمو نمیدی ..... آخه  تو کجایی ؟ ... تو حتی یه سراغم از من نمیگیری . نمیدونم باید بهت بگم  خیلی بی معرفتی یا نه ؟؟؟

کاشکی فقط میتونستم جواب سوالهامو پیدا کنم .

 

می خوام همه چیزو تموم کنم مگر اینکه شانس بیاریم و همدیگه رو نبینیم .

خودم| نظر شما () | +

 

۸ تیر ۱۳۸۳

تقديم به بهترين دوست

نازنین من!...

 

نام تو مرا همیشه مست می کند...

 

بهتر از شراب...

 

بهتر از تمام شعرهای ناب!...

 

نام تو اگرچه..بهترین سرود زندگی ست...

 

من تو را به خلوت خدائی خیال خود:

 

«بهترین بهترین من » خطاب می کنم...

 

                                                           بهترین بهترین من!...

خودم| نظر شما () | +

 

[ MaNzEl | AsHgHaLi | PeCh pEcH ]