†¨¨° جيگــــــــرتو °¨¨†   کپی برداری بدون اجازه ی جیگرتو خیلی خیلی ممنوع است نقطه

 

 


۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۳

::.. تولــــــــــــــــــــد ..::

 تولــــــــــــــــــــدم مبارک

خودم| نظر شما () | +

 

۱٤ اردیبهشت ۱۳۸۳

:: عشق ( دارِيوش ) ::

 

عشق به شكل پرواز پرنده است .....  عشق خواب يه آهوي رمنده است

 

من زائري تشنه زير بارون ..... عشق چشمه آبي اما كشنده است

 

من ميميرم از اين آب مسموم ..... اما اونكه مرده از عشق تا قيامت هر لحظه زنده است

 

من ميميرم از اين آب مسموم ..... مرگ عاشق عين بودن اوج پرواز يه پرنده است

 

تو كه معناي عشقي به من معنا بده اي يار ..... دروغ اين صدا رو به گور قصه ها بسپار

 

صدا كن اسممو ..... از عمق شب از نقب ديوار

 

براي زنده بودن دليل آخرينم باش .... منم من بذر فرياد خاك خوب سرزمينم باش

 

طلوع صادق عصيان من بيداريم باش

 

عشق گذشتن از مرز وجوده  مرگ آغاز راه قصه بوده

 

من راهي شدم نگو كه زوده .... اون كسي كه سر سپرده مثل ما عاشق نبوده

 

 

خودم| نظر شما () | +

 

٦ اردیبهشت ۱۳۸۳

:: ميدونم ::

 

نازنین من ..... ميدانم ... که باز خواهی گشت ...

 

هرگز رفتن غيره منتظره ات ، را باورم نيست ...!

 

ميدانم ... ميدانم ... که باز خواهی گشت ... !

 

باز آمدنت را سروری خواهيم داشت ...! و شاد خواهيم زيست ...!

 

شايد نميدانی ...؟  که با رفتنت  ديگر هيچ ستاره ای سو سو نمی زند ... ؟

 

بی تو ديگر ستاره ها يک به يک همچون  شهابی از آسمانی فرو میافتند ...!

 

درخشش نور مهتاب بی تو ديگر چشمی را خيره نمی کند ...!

 

باز گرد ... به دورانی که ترا نياز است ...! باز گرد به دورانی که هميشه بودی ...!

 

مهربان ... صادق ... پاک ... !

 

باز گرد و ببين اين همه چشم را که تنها برای آمدنت به آسمانی بی ستاره چشم دوخته اند ...!

 

و کلماتت را جستجو ميکنند ...! که بيايی و باز برای هميشه جاودان بمانی ...! باز گرد ...

 

برايت حرفهايی تازه تر خواهم داشت ...!

 

ميدانم قلبهای شيشه ای آنقدر ظريفند که با يک تلنگر ترک بر ميدارند ... 

 

ولی تو قلبت آسمانی است ...!

 

دلت آنقدر با واژه های مهربانی آشنايند ، که شايد هرگز خود نميدانی ...!

 

چقدر محبت در دلها به جای  گذاشته ای ...؟ قلبهای آسمانی هرگز ترک بر نميدارند ...!

 

زود نمی شکنند ... خرد نميشوند ...! هميشه جاودان خواهند ماند ...!

 

برای هميشه ...!

 

 

 

 

 

اومدی و گفتی همه اون اتفاقاتی که افتاد ، همش یه سوء تفاهم بود .......

 

باشه منم قبول کردم .....(با اینکه میدونم شايد دوباره بری  ...)

 

اینم یه فرصت دیگه برای هر دوتامون ....

 

بازم یه فرصت دیگه ، خودت خوب میدونی که چرا این کارو میکنم ...

 

چون دوست دارم .....

 

بازم من و تو ، شدیم مــــــــــــــــــا

  

خودم| نظر شما () | +

 

۱ اردیبهشت ۱۳۸۳

:: بعد ديدار تو ::

 

تو مثل راز پاييزي  و من رنگ  زمستانم

چگونه دل اسيرت شد قسم به شب نميدانم

 

تو مثل شمعدانيها پر از رازي وزيبايي

ومن درپيش چشمان تو مشتي خاك گلدنم

 

تو دريايي تريني،آبي وآرام وبي پايان

ومن موج گرفتاري اسيردست طوفانم

 

تو مثل آسماني مهربان وآبي وشفاف

ومن درآرزوي قطره هاي پاك بارانم

 

نميدانم چه بايد كرد با اين روح آشفته

به فريادم برس اي عشق،من امشب پريشانم

 

تو دنياي مني بي انتها و ساكت وسرشار

ومن تنها در اين دنياي دور از غصه مهمانم

 

تو مثل مرز احساسي قشنگ دور و نامعلوم

ومن در حسرت ديدارچشمت رو به پايانم

 

تو مثل مرهمي بربال بي جان كبوترها

ومن مثل يك كبوتر تشنه ي موج درمانم

 

بمان امشب كنار لحظه هاي بيقرار من

ببين با تو چه رويايي ست رنگ شوق چشمانم

 

شبي يك شاخه گل نيلوفربه دست آبيت دادم

هنوز از عطر دستانت پرازشوق است دستانم

 

تو فكر خواب گلهايي كه يك شب باد ويران كرد

و من خواب ترا مي بينم  و  لبخند  پنهانم

 

تو مثل لحظه اي هستي كه باران تازه مي گيرد

ومن مرغي كه از عشقت فقط بي تاب وحيرانم

 

تو مي آيي ومن گل مي دهم در سايه ي چشمت

و بعد از تو منم با غصه هاي  قلب  سوزانم

 

تو مثل چشمه ي اشكي كه از يك ابر مي بارد

و من  تنها ترين  نيلوفر  رو   به   گلستانم

 

شبست و نغمه ي مهتاب و مرغان سفر كرده

و شايد يك مه كمرگ از شعري كه مي خوانم

 

تمام آرزوهايم زماني سبز مي گردد

كه تو يكشب بگويي، دوستم داري تو،مي دانم

 

غروب آخر شعرم پر از آرامش درياست

و من امشب قسم خوردم ترا هرگز نرنجانم

 

به جاي هرچه عاشق توي اين دنياي پر غوغاست

قدم بگذار روي كوچه هاي قلب ويرانم

 

بدون تو شبي تنها و بي فانوس خواهم مرد

دعا كن بعد ديدار تو باشد وقت

 

 

خودم| نظر شما () | +

 

[ MaNzEl | AsHgHaLi | PeCh pEcH ]