†¨¨° جيگــــــــرتو °¨¨†   کپی برداری بدون اجازه ی جیگرتو خیلی خیلی ممنوع است نقطه

 

 


٢٦ بهمن ۱۳۸۳

Happy Valentine Day

تاريخچه‌  valentine

 

در قرن سوم ميلادی رم بوسيله ی امپراطوری به نام کلوديوس اداره ميشد . کلوديوس مرد جاه طلبی بود و چون مردان زيادی داوطلبانه به ارتش نمی پيوستن و ميخواستن که در کنار خانواده ی خود باشن وی تصميم عجيبی گرفت ! کلوديوس گفت که هيچ مردی حق ازدواج نداره !!! اين تصميم رو به اين خاطر گرفت چون او عقيده داشت اگر مردان ازدواج نکنن داوطلبانه به ارتش می پيوندند!

 

مردم بسيار از اين موضوع ناراحت بودند ... در آن زمان کشيشی به نام ولنتاين زندگی می کرد که به شدت با اين موضوع مخالف بود . ولنتاين به طور پنهانی مراسم ازدواج رو برای زوجهای جوان برگزار میکرد ... به همين دليل نزد مردم خيلی محبوب بود .... در يکی از شبها در حين برگزاری مراسم ازدواج برای يک زوج جوان سربازان ولنتاين رو دستگير کردند و محکوم به اعدام شد ! ...

 

در زمانی که در زندان بود بسياری از جوانان برای ولنتاين گل پرت می کردند تا به ولنتاين نشان دهند هنوز عاشقن ! ... يکی از اين افراد دختر نگهبان سلول بود ؛ وی که پدرش اجازه داده بود که به سلول ولنتاين بره هر روز ساعتها با ولنتاين حرف می زد و خيلی کمک کرد تا ولنتاين روحيه اش حفظ بشه ...

 

در روزی که قرار بود ولنتاين کشته بشه ؛ بخاطر مهربانی و کمکهای دختر ؛ ولنتاين به او يک يادداشت برای تشکر داد که نوشته بود:

 

Love from your Valentine   .... ( با تقديم عشق از طرف ولنتاين )

 

اين جمله شروعی بود برای مبادله ی پيامهای عاشقانه در روز « ولنتاين » ... اين پيام در روز کشته شدن ولنتاين يعنی  ۱۴  فوريه  ۲۶۹  ميلادی نوشته شد و همه ساله مردم جهان اين روز رو جشن می گيرند تا نشان دهند که:

 

عشق شکست ناپذير است...

 

 اميدوارم روز ولنتاين به همه ی‌ شما خوش بگذره ...

 

سعی کنید از هم کادو بگیرید حتی اگه شده به زور متوسل بشید ، بازم این کارو بکنید برای منم بگیرید آخه  ( من او ندارم )  ....... هوای منم داشته باشید .

 

........... .......... ..........

 

از همه ی کسانی که توی این چند روز نتونستم بهشون سر بزنم معذرت میخوام، آخه تلفن خونه ی ما به خاطره این آب و هوا قطع شده ( آخه بیچاره حساسیت داره به این وضع   ) الانم کافی نت دانشگاه  هستم و زیاد نمیتونم  این ور و اونور بچرخم  و شيطونی کنم

 

خودم| نظر شما () | +

 

٢٠ بهمن ۱۳۸۳

مست ..... قرص

مست بودم، مست عشق ومست ناز

 

مردي آمد، قلب سنگم را ربود

 

بس كه رنجم داد و لذت دادمش

 

ترك او كردم، خود نمي دانم كه بود

 

.......:.:.:.:.:.:.:.:.:........

 

میخوابم كه خواب تورو ببينم

 

يه استامينوفن كدئين میخورم كه تو خواب منو نگاه كنى

 

يكى ديگه هم میخورم كه بهم لبخند بزنى

 

يكى ديگه هم براى اينكه دستامو بگيرى

 

يكى براى اينكه دستامو سفت فشار بدى

 

يكى هم براى اينكه منو بغل كنى

 

...

 

...

 

يكى هم براى اينكه منو ببوسى و لبخند بزنى

 

اما تو همه اش گريه میكنى

 

همه اش گريه میكنى

 

يه جورى اشك میريزى انگار كه من ’مردم!

 

آره ؟ من ’مردم؟؟؟

خودم| نظر شما () | +

 

۱٤ بهمن ۱۳۸۳

آخرین نقطه

هر بار که مرا می دید ساعت ها گریه می کرد آخرین بار که به سراغ من آمد دیوانه وار می خندید

 

وقتی حالت استفهام را در نگاه من دید با طعنه گفت : تعجب مکن که چرا می خندم من دیگر آن انسان

 

سابق نیستم بس بود هر چه تو قاه قاه خندیدی و    من های های گریه کردم تازه حرفش را تمام کرده

 

بود که یکباره قطره اشکی سر گردان در گوشه چشمش لنگر انداخت با طعنه گفتم بنا بود که گریه

 

نکنی پس این قطره اشک چیست ؟ اشک را با دست پاک کرد ، فیلسوفانه گفت : این قطره اشک نیست

 

نقطه ای است که در آخرین جمله ی آخرین فصل کتاب ایمانم به عشق تو گذاشتم.

 

 

ιιιιιιιιιιιιιιιιιιιιιιιιιιιιιιιιιιιιιιιιιιιιιιιιιιιιιιιιιιιιιιιιιιιιιιιιιι

 

 

قول داده بودم بی گريه خداحافظی کنم...اين درست!

 

اما شرط ما اين بود که قبل از ترانه ی باران نروی...يادت نيست؟؟؟؟؟؟؟

 

خودم| نظر شما () | +

 

٧ بهمن ۱۳۸۳

آزار داشت

 توجه توجه ::

لطفا خودتون با آهنگ بخونید و برقصید . 

 

 

با اون یار بی وفا هزارتا کار دارم ..... خبر نداره من براش ، چوبه ی دار ، دارم

 

بجای روز روشنش .......... یک شب تار دارم

 

بجای روز روشنش .......... یک شب تار دارم

 

خاطر خواهاش هزار هزار ......... یکی یکیشون چشم انتظار

 

ببین دلم به چی خوشه ........خودتو به جای من بذار ... خودتو به جای من بذار

 

 

خارش بریده دستمو ....... گل خار داشت

 

خودش میگفت نداره یــــــــار .......... اون یـــــــــار داشت

 

گفت عاشقم ، عاشـــــق نبود  ........  آزار داشت

 

 

عاشق دیونه چو من ، بسیار داشت ...... عاشق دیونه چو من ، بسیار داشت

 

عاشق دیونه چو من ، بسیار داشت ...... عاشق دیونه چو من ، بسیار داشت

 

عاشق دیونه چو من ، بسیار داشت ...... عاشق دیونه چو من ، بسیار داشت

 

خودم| نظر شما () | +

 

۱ بهمن ۱۳۸۳

وسوسه

چند روزه آدم بده ی تو فيلم زنگ ميزنه خونمون.

 

منم گوشيو قطع ميکنم.

 

- خدايا يه کاری بکن . وسوسه ميشم هــــــــــــــــا 

 

 

 

تنها آرزويی که ميتونم برای خودم بکنم اینه که  ::  آلزايمر بگيرم . 

 

چون ديگه شب و روز به خاطر خيانتی که بهم کردی گريه نمی کردم ( الیته زیاد جدی نگیر   ). 

 

 

 

داشتم با تلسکوپ راه شيری رو نگاه ميکردم. عطارد با مريخ و زحل با ماه سر زيبايی کل انداخته بودند.

 

يهو خورشيد اومد و کل همشونو خوابوند 

 

خودم| نظر شما () | +

 

[ MaNzEl | AsHgHaLi | PeCh pEcH ]